نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند

یکدم از پیچ و خم دهر کناری گیرند

تا ازین لجه رسد زورق امید به لب

لب جوی و لب جام و لب یاری گیرند

تا درین بی سر و بن صیدگه آزاد زیند

جا سر کوهی و منزل بن غاری گیرند

هیبت بادیه فقر و فنا بین که در او

هر صف مورچه را خیل سواری گیرند

بی قرارند چون آتش ز غمت سوختگان

تا نمیرند چه امکان که قراری گیرند

تیزبینان نظر از کحل بصر دوخته اند

در رهت کحل بصیرت ز غباری گیرند

جامی و روی به خاک در تو چون ز حرم

هر یک از کعبه روان راه دیاری گیرند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن حال و هوای عاشقانی می‌پردازد که در جستجوی وصال یار و عشق هستند. شاعر به آنها سفارش می‌کند که از پیچیدگی‌های زندگی دوری گزینند و به دنبال امید و ارتباط با محبوب خود باشند. عشق و فراق، آن‌ها را آتش‌زده و بی‌قرار کرده است. در این میان، کسانی که از بصیرت و آگاهی برخوردارند، می‌توانند به درک بهتری از عشق برسند و در جستجوی حقیقت باشند. نهایتاً، شاعر اشاره می‌کند که هر عاشق باید همواره در پی دیاری باشد که در آن به آرامش برسد، همچون سفر به کعبه که نماد جایگاه مقدس و عشق است.