نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد

از دو سلطان احمد این ویرانه کاخ آباد شد

دارد این خرم ز آب تیغ باغ داد را

آنچنان کز آب جام آن رونق بغداد شد

چون کشید این خوان جود و مکرمت گرد جهان

همت سایل ز رق حرص و آز آزاد شد

زیر رمحش یافت دشمن راحت خواب اجل

سایه آن بر وی آری سایه شمشاد شد

در تب مهرش عدو گویی گریبان باز کرد

بر تنش باد صبا باد ثمود و عاد شد

نیست شد فریاد مظلوم از شمول عدل او

از شمول عدل او فریاد در فریاد شد

تشنه جانی کو نه آب از مشرب صدقش کشید

در گلو آب زلالش خنجر پولاد شد

لب گشا جامی به تکرار دعایش کین دعا

صاحبان ورد را دیباچه اوراد شد

شاد بادش در دو عالم دل به نیل هر مراد

چون ز لطف شاملش دل‌های غمگین شاد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شکوه و عظمت سلطنت و عدالت دو سلطان احمد اشاره می‌کند که کاخی ویران را به آبادانی و خرمی رسانده‌اند. او از زیبایی‌ها و برکات طبیعت و آب‌وهوای خوب آنجا برای توصیف این شکوه بهره می‌برد و به فضایل سلطنت آنان مانند جود و مکرمت می‌پردازد. دشمنان در زیر سایه قدرت این دو سلطان آرامش ندارند و عدالت آنان به طور کلی فریاد مظلومان را خاموش کرده است. همچنین، در این شعر بر اهمیت دعا و نیایش تأکید می‌شود و شاعر آرزو می‌کند که این دو سلطان در هر دو جهان شاد و کامیاب باشند.