نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از سرو قدت کج نظران را چه گشاید

وز خاک درت بصران را چه گشاید

جز خون گره بسته به نوک مژه شبها

از لعل تو خونین جگران را چه گشاید

جز با دگران دیدنت از دور به حسرت

از وصل تو بی سیم و زران را چه گشاید

زر گشت مرا چهره و گر زر نگشایم

زین وجه چو تو سیمبران را چه گشاید

سیم است برت ور کمر زر نگشایی

از سیم تو زرین کمران را چه گشاید

آرد خبر از یوسف ما پیرهن گل

از نکهت گل بی خبران را چه گشاید

بر جامی بیدل زبتان جز در محنت

نگشاد ندانم دگران را چه گشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ زیبایی و جذابیت معشوق است و تأثیر آن بر عاشق و دیگران را بررسی می‌کند. شاعر به مشکلات و حسرت‌های ناشی از دوری و نرسیدن به معشوق اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند جای خالی معشوق را پر کند. او همچنین می‌گوید که زیبایی و جاذبه معشوق فقط با نگاه و حضورش درک می‌شود و بدون او همه چیز بی‌معناست. شاعر به طور کلی به رابطهٔ عشق و زیبایی، حسرت و انتظار می‌پردازد.