نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چون قدح کز شراب پر گردد

چشمم از خون ناب پر گردد

ماه نو ساغر، آفتاب می است

ماه نو ز آفتاب پر گردد

بس که سوزد دلم جهان چه عجب

گر ز دود کباب پر گردد

تشنه عشق را چه سود کند

بحر و بر گر ز آب پر گردد

نکند کار نیم قطره آب

گر جهان از سراب پر گردد

عالم از تاب خور ز برقع تو

به یکی رشته تاب پر گردد

حال خود گر رقم زند جامی

پشت و روی کتاب پر گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعاره‌هایی عمیق، احساسات و تمایلات خود را بیان می‌کند. او از پر شدن قدح از شراب و چشمش از خون صحبت می‌کند، که نشان‌دهنده شدت درد و شوق اوست. همچنین به تضاد بین حقیقت و توهم اشاره می‌کند، مانند سراب که نمی‌تواند تشنگی عشق را برطرف کند. در نهایت، او به تاثیری که وجود محبوبش بر جهان می‌گذارد اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر خود زندگی‌اش را تغییر دهد، باز هم دنیا به زیبایی محبوبش مشغول خواهد بود. شاعر بدین ترتیب، غم و شوق را در هم می‌آمیزد و تأثیر عشق را بر زندگی و جهان اطرافش به تصویر می‌کشد.