شمارهٔ ۱۵۲ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
دل تو غیر جفا نپسندد
باکس آیین وفا نپسندد
گر تو با ما ننشینی چه عجب
شه نشستن به گدا نپسندد
غیر ما گر تو پسندی صد بار
دل ما غیر تو را نپسندد
نیست جز تیره دلی کار رقیب
عشقت از اهل صفا نپسندد
هر که بر صفحه مه دیده خطت
نقش خوبان خطا نپسندد
بخت وصل تو پسندد به همه
جز فراق تو به ما نپسندد
یار اگر هجر پسندد جامی
دل قوی دار خدا نپسندد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات و وفاداری عمیق خود به معشوق اشاره میکند. او میگوید دلش هیچ چیزی جز محبت و وفا را نمیپسندد و اگر معشوق با او نخواهد باشد، جای تعجبی نیست. شاعر بر این باور است که هیچ عشقی جز عشق معشوقش برای او ارزش ندارد و درد فراق را تحمل نمیکند. همچنین به زیبایی و بینظیری معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند جایگزین او شود. در نهایت، شاعر از دل قوی در برابر هجر و فراق صحبت میکند و نشان میدهد که عشق واقعی و وفاداری همیشه در اولویت است.