شمارهٔ ۱۵۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مست چشمت شراب را چه کند
با لبت قند ناب را چه کند
دیده روشن به توست مردم چشم
چشمه آفتاب را چه کند
هرکه را خانه قرص خورشید است
مشعل خانه تاب را چه کند
جوهری دید لعل خندانت
درج در خوشاب را چه کند
دیده بخت هر که بیدار است
با خیال تو خواب را چه کند
هر که شد در ره گدای تو پست
شاه عالی جناب را چه کند
شد به علم نظر علم جامی
شغل درس و کتاب را چه کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از تأثیر این زیبایی بر دیگران و جهان اطراف صحبت میکند. شاعر به این مسأله اشاره میکند که با وجود زیبایی معشوق، چیزهای دیگر مانند شراب، آفتاب و علم نمیتوانند تاثیری برابر با او داشته باشند. در واقع، زیبایی معشوق آنقدر شگفتانگیز است که سایر نعمات و ارزشها را تحتالشعاع قرار میدهد. شاعر به لحاظ فلسفی به این فکر میکند که در مقابل زیبایی و عشق، هر چیزی کمارزش به نظر میرسد.