شمارهٔ ۲۰۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون نسخه جمال تو خالیست از غلط
در وی چرا کشند لب و عارض تو خط
شک داشت در وجود دهانت دبیر حسن
بر لب پی شک از دو سه خال تو زد نقط
بغداد حسن را که تو در وی خلیفه ای
جاریست ز آب دیده ما بر کنار شط
منویس نامه پیش رقیب زبان دراز
خط چون توان نوشت قلم را نکرده قط
بنما میان دوباره که شکل تو کام ما
ندهد نتیجه گر نه مکرر شود وسط
آهنگ اوج عشق ز تردامنان مجوی
پرواز جره باز نیاید ز طبع بط
جامی خجل مباش گر از قحط قافیه
واقع شود به مطلع و مقطع تو را غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و کمال معشوق اشاره میکند و میگوید که از نظر ظاهری و باطنی در او هیچ خطایی و نقصی وجود ندارد. او به زیبایی لب و چهره معشوق پرداخته و بیان میکند که نامهنگاری در عشق ممکن است با مشکلات و رقبایی همراه باشد. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد تا جلوهای از خود را نشان دهد و یادآوری میکند که عشق واقعی و پرواز به سمت معشوق، نیازی به تردید و ترس ندارد. به نوعی، شاعر به قافیه و هنر شعر اشاره میکند و خجالت را از نداشتن قافیه مناسب برای شعرش نمیپذیرد.