شمارهٔ ۲۱۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از در بسته و دیوار بلند تو به تنگ
آمده با در و دیوارم ازین غصه به جنگ
گفته ای شب در ما چند زنی این نه درست
از دل سخت تو بر سینه همی کوبم سنگ
تا به گوش تو رسد ناله من می خواهم
که به بزم تو کنم از رگ جان رشته چنگ
داده ام دل به تو از صورت مژگان تو پر
بسته ام بر کمرت ترکشی از تیر خدنگ
چه کنم چاره که کردند درین لجه نیل
گوهر وصل تو را تعبیه در کام نهنگ
نبرد نقش خط سبز تو را گریه ز دل
نشود پاک به شستن ز رخ آینه زنگ
نام جامی چه بود ننگ همه بدنامان
رند رسوا شده از نام نکو دارد ننگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات عمیق و دلتنگیاش اشاره میکند. او به جنگی که با خودش و غم و اندوهش دارد، پرداخته و از احساس بیپناهی و تنهاییاش در برابر در و دیوار میگوید. شاعر تلاش میکند که صدای نالهاش به معشوق برسد و او را به جشن و سرور دعوت کند. او از زیباییهای معشوق و تاثیرش بر دلش میگوید و به چالشهایی که در مسیر وصال با معشوق وجود دارد، اشاره میکند. در نهایت، اشاره به ننگ و رسوایی در دنیا دارد و بر اهمیت نام نیک تأکید میکند.