نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب

در کجی راست به هم خوی تو و خوی رقیب

گردن اندر خم بازوی رقیب است تو را

چند بر خسته دلان زور به بازوی رقیب

هرچه او راست پسندیده پسندیده توست

چند سنجیدن یاران به ترازوی رقیب

بس که آزار به رویم ز رقیب آمده است

هیچ گه روی نخواهم که کنم سوی رقیب

عمرها رفت به هر سوی و به جایی نرسید

بعد ازین سوی عدم باد تک و پوی رقیب

صد گره بر رگ جان می کشم از موی تو لیک

طاقت یک گرهم نیست ز ابروی رقیب

از خدا مرگ رقیبان به دعا می خواهند

کس چو جامی به جهان نیست دعاگوی رقیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شدت از رقیب خود و تأثیر منفی او بر زندگی‌اش گلایه می‌کند. او به دل سنگین و غمگینی اشاره می‌کند که به خاطر رقابت و قضاوت‌های ناعادلانه رقیب به او دست داده است. شاعر احساس می‌کند هر چه رقیب خوشش بیاید، او هم باید بپسندد و در نهایت، به سراغ رقیب نمی‌رود. او از آزارهایی که رقیب به او رسانده، به شدت ناراحت است و به این فکر می‌کند که در طول عمر هیچ کجا به مقصود حقیقی خود نرسیده. در نهایت، او آرزوی مرگ رقیب را می‌کند و با ناامیدی از شر او فرار می‌جوید. شاعر با استفاده از نمادهایی چون مو و ابرو، شدت احساساتش را نسبت به رقیب و تأثیر او بر روح و جانش بیان می‌کند.