شمارهٔ ۲۶۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای شده روی زمین زیر زمینم بی تو
روی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو
نه تو را رحم که یکجا بنشینی با من
نه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو
چون روم طوف کنان روز فراقت به چمن
جز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو
بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دور
بینی از گوشه چشمی که چنینم بی تو
از درت دور به بتخانه چین رو چه نهم
نقش دیوار بود صورت چینم بی تو
زودتر وعده دیدار وفاکن که مباد
غارت مرگ درآید ز کمینم بی تو
گفته ای چند به دیوار کند جامی روی
نکنم روی به دیوار چه بینم بی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که احساس عمیق دلتنگی و فقدان را به تصویر میکشد. شاعر بیان میکند که بدون معشوقش، زندگی برایش سخت و بیمعناست. او از نداشتن صبر و تحمل سخن میگوید و عمیقاً حسرت و اندوه خود را از دوری معشوقش ابراز میکند. در شعر، به انتظار دیدار معشوق اشاره میشود و ترس از مرگ در غیاب او حس میشود. شاعر به صورت کلی، جدایی با محبوبش را بسیار دردناک و غیرقابل تحمل توصیف میکند.