نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

حلقه زلف را گشاد مده

عمر سوداییان به باد مده

کشته بادا به خنجر بیداد

هرکه آموزدت که داد مده

ناقه عزم تیزپای مرا

جز به کوی خود ایستاد مده

بنشین خوش درون دیده من

جای مردم درین سواد مده

چون دهی زاد رهروان غم و درد

هیچ کس را ز من زیاد مده

یاد من کن به لطف لیک مرا

آنچه من کرده ام به یاد مده

نامرادی مراد جامی بس

راه او جز بدین مراد مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر در مورد عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر از محبوبش می‌خواهد که از محبت و دوستی‌اش کم نکند و عمر عاشقان را هدر ندهد. او تاکید می‌کند که نباید فرصت‌های زندگی را از دست داد و به یادآوری گذشته و اشتباهاتش پرداخته و درخواست می‌کند که محبوبش به او توجه کند اما از یادآوری خطاهایش خودداری کند. در نهایت، شاعر به بیان ناامیدی و عدم تطابق خواسته‌های خود با واقعیت می‌پردازد و از محبوب می‌خواهد که فقط به او وفادار بماند و در زندگی‌اش نقش مثبت ایفا کند.