شمارهٔ ۲۷ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل به بوسه بر لب هر نازنین مچسپ
خوی مگس گرفته به هر انگبین مچسپ
آلوده کرده طبع خود از شهد شهوتی
ز آلوده طبع خویش بر آن و بر این مچسپ
هر سو گذشت سروقدی تیزپا مشو
هرجا نشست نوشلبی بر زمین مچسپ
در سیم ساق و ساعد هر بت که بنگری
دستش مزن به دامن و بر آستین مچسپ
وصف ریاض خلد ز واعظ چو بشنوی
دیدار جوی و بر طمع حور عین مچسپ
تاج تو خاک فقر و نگین خون دل بس است
بر آرزوی تاج و امید نگین مچسپ
خواهی رسی به منزل مقصود جامیا
جز بر سبکروان ره عقل و دین مچسپ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انسان توصیه میکند که به جذابیتهای زودگذر و مادی زندگی وابسته نشود و از آنها دوری کند. شاعر با تشبیهات مختلف، به خطرات و فریبهای ناشی از شهوت و آرزوهای دنیوی اشاره میکند و میگوید بهتر است بر روی دروس عقل و دین تمرکز کنیم تا به هدفهای واقعی و متعالی برسیم. به طور کلی، پیام شعر دعوت به خودداری از وسوسهها و توجه به ارزشهای درونی و معنوی است.