شمارهٔ ۲۷۱ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا ساقی که شد با می پرستان عهد گل تازه
فکند آواز بلبل در چمن زین معنی آوازه
کهن رسمیت توبه ترک آن خوشتر درین موسم
که سبزه خرم است و سوری و سوسن تر و تازه
ز باد محنت دوران شد ابتر دفتر عیشم
کند زابریشم چنگش مغنی کاش شیرازه
در ایوان خرابات آر رو ازکعبه تا بینی
علو همت بانی و حسن صنعت رازه
قیاس کار جانبازان مکن بر حال رعنایان
که باشد سرخ روی غازیان از خون نه از غازه
به طرف عارض آن خط بس، زنخدان نیست جای او
همان بهتر که ننهد پای خود بیرون ز اندازه
مکن در سینه جامی خانه شهرآشوب شوخی را
که دارد خانه از شهر وفا بیرون دروازه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به دعوت از ساقی برای نوشیدن می و جشن و سرور میپردازد. او به تازگی و طراوت گلها اشاره میکند و میگوید که در این زمان خوش، بهتر است که از توبههای قدیمی فاصله بگیریم. شاعر از مشکلات دوران سخن میگوید و اشاره دارد که شادیهای دورانش به دلیل مشکلات دستخوش تغییر شده است. او در این متن به فضای شادی در خرابات و مقایسه میان تلاش جانبازان و زیباییهای ظاهری میپردازد و در نهایت توصیه میکند که در پی لذتهای موقتی زندگی نباشیم، بلکه به وفا و ارزشهای پایدار توجه کنیم.