شمارهٔ ۲۷۸ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دلا بین ز توبه به کارم گره
قل استغفرالله مما کره
چو مطرب خراشد رگ چنگ را
ز کارم گشاید به ناخن گره
چو شب ماه را تیر آهم بخست
عذار تو پوشید مشکین زره
چو بینی لبش جامی از پا بیفت
همانجا که می می خوری سربنه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع توبه و جستجوی آرامش از گناهان خود میپردازد. او با اشاره به نیازی درونی به رهایی از بار گناهان، از خداوند طلب بخشش میکند. همچنین، با توصیف زیبایی و جذابیت معشوق، به شیوهای شاعرانه، تأثیر محبت و عشق بر روح و جان خود را تجلی میدهد. او میخواهد از دلمشغولیها و زنجیرهای درونی رها شود و به سوی آرامش حقیقی قدم بردارد.