نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای سر کوی تو اقلیم بلا

دل در او جان کرده تسلیم بلا

بهر طفلان ره عشقت ز خط

عارض تو لوح تعلیم بلا

شحنه حسنت ز زلف تار تار

کرده بر عشاق تقسیم بلا

جدول خونین ز اشک ما کشد

چون نویسد عشق تقویم بلا

تا بلا نام تو شد بر عافیت

می کنم پیوسته تقدیم بلا

چون بلا از توست جان آید برون

از حریم تن به تعظیم بلا

دل فکن جامی درآن زلف و مترس

در بلا بهتر که در بیم بلا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و بلاهای ناشی از آن اشاره دارد. شاعر به سر کوی محبوبش اشاره می‌کند که در آن دلی تسلیم بلاها شده است. او عشق را به عنوان معلمی می‌داند که راه را برای دیگران روشن می‌کند. زیبایی محبوب در تقسیم بلا میان عاشقان نقش دارد و اشک‌های عاشقان به نوعی تقویم بلا را می‌نویسند. شاعر بیان می‌کند که اسم محبوب بر عافیت قرار گرفته و او همیشه آماده تقدیم بلا به خاطر محبوبش است. نهایتاً، او توصیه می‌کند که در این درد و بلا، دل را به دست زلف محبوب بسپارد و از بلا نترسد، زیرا در بلا بودن بهتر از بیم بلاست.