شمارهٔ ۲۸۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از صومعه آن به که به میخانه بری پی
جاوید نهی پشت فراغت به خم می
پوشیده قدح نوشی و هرگز نخروشی
کز کی بود آیین قدحنوشی و تاکی
اینجا نبود ازکی و تا کی قدح آشام
چندان که شود اول و آخر ز میان طی
یک لحظه فروداشت کن ای مطرب مجلس
کز دایره ام برد برون زمزمه نی
هر نغمه ات از نی که رود سوی عدم باز
بیم است که جانم برود در عقب وی
از چله کجا گرم شودصوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی
گر زنده دلی رو به در میکده جامی
چون بهر صبوحی شنوی نعره یا حی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی دو نوع زندگی میپردازد: زندگی در صومعه و زندگی در میخانه. شاعر از شخصی دعوت میکند که به میخانه برود و از لذتهای زندگی بهرهمند شود. او به فراغت و نوشیدن شراب اشاره میکند و از بیمعنی بودن محدودیتها در زندگی میگوید. او همچنین نگران است که لذتهای زندگی را از دست بدهد و به یادآوری میپردازد که باید از لحظات زندگی بهره برد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و زندگی باید با شادابی و نشاط همراه باشد، و به زندگی پرجنبوجوش و پرمعنا در میخانه دعوت میکند.