نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای آن که گرد مه ز خط مشکین هلالی بسته‌ای

بهر جنون ما ز نو نیکو خیالی بسته‌ای

رنگین ز خون عاشقان شد رشته فتراک تو

یا بهر زینت رخش را گلگون دوالی بسته‌ای

کم تافت عکس حال ما بر خاطرات چون آینه

تا از نم مژگان ما زنگ ملالی بسته‌ای

ز اوراق علم ای مدعی تا اوج عرفان چون بری

گرچه ز پر کاغذین بر خویش بالی بسته‌ای

بر لوح حسن از نو خطان بردی درین معنی سبق

کز لعل میمی کرده‌ای وز مشک دالی بسته‌ای

از روی و قد او دلا ترتیب وصفی کرده‌ای

رمزی به ماهی گفته‌ای نخلی به سالی بسته‌ای

از پیچش غم سرمکش جامی که می‌ندهد صدا

تاری که بر عود سخن بی‌گوشمالی بسته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد و احساساتی عمیق از عشق و جنون را بیان می‌کند. شاعر از جذابیت‌های ظاهری معشوق، مانند خط و هلال شکلش، و تأثیر آن بر عاشقان سخن می‌گوید. وی همچنین به چالش‌های درک و توضیح این زیبایی‌ها اشاره می‌کند، و تأکید می‌کند که با وجود تمام تلاش‌ها، هنوز هم نمی‌توان به طور کامل آن را توصیف کرد. شعر به زیبایی جنبه‌های تجربی و ظاهری عشق و دردهای ناشی از آن را به تصویر می‌کشد.