شمارهٔ ۳۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
این کلبه نشیمن نیاز است
خلوتگه محرمان راز است
چون خانه چشم اهل بینش
بر روی خسان درش فراز است
هر نقش عجب در او که بینی
آیینه صنع نقش ساز است
خوش آن که ز هر کتاب در وی
بر شاهد علم دیده باز است
آن شاهد خوش که بر رخ او
از خط ورق نقاب ناز است
شاهد اینست در حقیقت
باقی همه صورت مجاز است
کوتاه کن این حدیث جامی
کافسانه شاهدان دراز است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف کلبهای میپردازد که جایگاهی برای رازهای پنهان است و نمادی از بصیرت و آگاهی به شمار میرود. شاعر اشاره میکند که این مکان، به منزله محلی برای مشاهده زیباییها و عمیقتر شدن در آنهاست. هر چیزی که در این کلبه مشاهده میشود، نشاندهنده هنری عمیق و واقعی است و اهمیت علم و دانش در آن تأکید شده است. شاعر در انتها به این نکته میرسد که حقیقتی وجود دارد که فراتر از اشکال ظاهری است و داستانهای طولانی درباره او وجود دارد.