نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای رشک شاخ طوبی بالای دلربایت

بر وی لباس خوبی چست است چون قبایت

بر فرق تاجداران کفش تو تاج و هر یک

بنهاده تاج از سر چون کفش پیش پایت

سرهای سربلندان در حلقه کمندت

دلهای نازنینان در ربقه وفایت

از چار حد عالم بر توست چشم نیکان

یارب نگاه دارد از چشم بد خدایت

جان بر لب آمد از غم پیوند زندگی را

دارم هوس پیامی از لعل جانفزایت

بخشد بهار خرم هر مرغ را نوایی

تو نوبهار حسنی من مرغ خوشنوایت

از زندگی بجانم بی روی تو خدا را

بنمای روی زیبا تا جان کنم فدایت

وصلت بدین عزیزی کس چون خرد که نبود

نرخ هزار یوسف یک نیمه از بهایت

با آنکه از دعایت خالی نیم زمانی

باشم ز هر زبانی مستدعی دعایت

از مردمان دیده بسته ست دیده جامی

آری نمی تواند دیدن کسی به جایت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شاعرانه به وصف زیبایی، محبت و ارزشمندی معشوق می‌پردازد. شاعر از جذابیت‌های ظاهری و باطنی محبوب خود سخن می‌گوید و او را که شایسته‌ترین و زیباترین است، مایه فخر و غبطه می‌داند. در بیان‌های گوناگون، نسبت به سختی‌های زندگی و آرزوی وصل معشوق و دعای او احساساتی عمیق و دلنشین را ابراز می‌کند. همچنین به قدرت نگاه و کرامت معشوق اشاره می‌کند و درخواست دعای او را می‌سازد و این نشان از ارادت و عشق فراوان شاعر به محبوبش دارد.