شمارهٔ ۴۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بلبلا هر شب تو را این ناله های زار چیست
لحنهای خوش ز منقارت چو موسیقار چیست
هر سبق کز دفتر گل خوانده ای چون یاد توست
ز اول شب تا دم صبح این همه تکرار چیست
گر نیی موسی و بستان وادی ایمن تو را
این فروزان آتش گل بر درخت خار چیست
گر نه گلشن کارگاه مانی است از تازه گل
هر طرف صد دایره بی گردش پرگار چیست
واعظم خواند به زهد و توبه و مطرب به می
در میان من مانده حیران تا صلاح کار چیست
سالها در خدمت پیر مغان زنار بند
تا شود روشن که سر بستن زنار چیست
هرچه آید چون بود بر موجب فرمان دوست
زاهد خلوت نشین را این همه پندار چیست
بر صریر خامه جامی گر نه چشمت خون گریست
جا به جا سرخی تو را بر دفتر اشعار چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات عمیق و نالههای دل شاعر میپردازد. شاعر به نالههای زار خود اشاره میکند و از تکرار این نالهها در طول شب میگوید. او برای توصیف عشق و یاد کسی که در دل دارد از تصاویری چون موسیقار و گل استفاده میکند. شاعر به تضاد میان زهد و لذت اشاره کرده و در جستجوی معنای زندگی و عشق است. او از تجربههایی که در کنار پیر مغان داشته میگوید و در نهایت به تأمل در معنای درد و اشک ناشی از عشق میپردازد. این شعر به نوعی گویای جستجوی حقیقت و معنا در زندگی است.