شمارهٔ ۷۰ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
طالب علم نظر شو خود جز این تحصیل چیست
حاصل تحصیل دیگر غیر قال و قیل چیست
چندراه کعبه پیمودن درآ درمیکده
جام مالامال گیر این گام میلامیل چیست
مجلس دردی کشان بی نقل ماند ای محتسب
صوفی دریوزه گر را بین که در زنبیل چیست
بانگ پرواز کبوتر کاورد نامه ز تو
گوش عاشق را جز آواز پر جبریل چیست
می روی زود از نظر تا بی تو می رم زودتر
عمر خود مستعجل است ای جان توراتعجیل چیست
عشق را ایزد ضلالی خواند در قرآن قدیم
ای مفسر شرح کن کین نکته را تأویل چیست
چون دلی روشن ندارد شیخ شهر از سوز عشق
این همه افروختن در صومعه قندیل چیست
گرنه از نادیدن یوسف رخی در ماتمند
مصریان را جامه ها بردن فرو درنیل چیست
در خرابات از لگدکوب بلا جامی مترس
کعبه را کردی پناه خود هراس پیل چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی معنای حقیقی علم، عشق و جستجوی خدا میپردازد. او از فردی میخواهد تا فقط به تحصیل و دانستن در بحثهای بیپایان بسنده نکند و به سراغ حقیقت و تجربههای عمیق روحانی برود. شاعر به سفر به کعبه و در میکده نیز اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که از مراسم خشک دینی فاصله بگیرد و به احساسات عمیق و درونی خود نزدیک شود. او نکات مختلفی را یادآوری میکند، از جمله اینکه عشق و اشتیاق به خداوند، بدون درک و آگاهی حقیقی بیمعناست. در نهایت، شاعر نقدی بر ریاکاری و ظاهرگرایی در دین دارد و تأکید میکند که کعبه و مظاهر دیگر، اگر از عشق و شناخت قلبی خالی باشند، ارزش چندانی ندارند.