شمارهٔ ۷۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ساقیا دور فلک منشور عید آورده است
ماه نو میخانه را زرین کلید آورده است
ساغر عشرت که شد در سلخ شعبان ناپدید
غره شوال باز آن را پدید آورده است
عید داده عاشقان را مژده یوم جدید
وز شراب لعل سان رزق جدید آورده است
بهر عیدی از لب جانان و چشم و غمزه اش
وعده ای آمیخته با صد وعید آورده است
سایه افکنده مرا بر فرق پیر میکده
شیخ کامل پی به سروقت مرید آورده است
خواسته ست افشای سر عشق معشوق ازل
بلبل و گل را که در گفت و شنید آورده است
جامی از خوبان چه بندی دیده چون نقاش صنع
این همه نقش از برای اهل دید آورده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جشن عید و خوشیهای آن است. شاعر به وسایل و نمادهای عید اشاره میکند و از زیباییهای میخانه و جلوههای عشق و شادمانی صحبت میکند. ماه نو به میخانه آمده و شادی و نوشیدنیهای تازه را به همراه آورده است. نوید عید به عاشقان داده میشود و وعدههای عشق و زیبایی، به همراه لذت و خوشبختی به تصویر کشیده میشود. همچنین، شاعر به عالم و پیر میکده اشاره میکند که به مریدان خود هدایت میدهد و در نهایت، زیباییها و نقشهای خلق شده برای اهل عشق را توصیف میکند.