نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت

تا که رسوا نشود روز شباشب بگریخت

مانع مرغ دل از طوف درش قالب بود

بال همت زد و از صحبت قالب بگریخت

دامن از ما به ملاقات رقیبان درچید

بی ادب بود ز یاران مؤدب بگریخت

زان طبیبم شده بیمار که بیماران را

درد سر رفت ز دیدار وی و تب بگریخت

نام در مصر محبت به عزیزیش نرفت

هر که را یوسف دل زان چه غبغب بگریخت

تاب خورشید جهانتاب کی آرد دیوی

که شب تیره ز رخشیدن کوکب بگریخت

شب که یا رب زدم از هجر تو تا کنگر عرش

مرغ بام فلک از ناوک یارب بگریخت

بود بر روی مسبب ز مسبب پرده

جامی از شوق مسبب ز مسبب بگریخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساساتی عمیق و دشواری‌های عشق و اشتیاق می‌پردازد. شاعر به مسائلی چون خجالت، جدایی و عشق ناکام اشاره می‌کند. او از فرار کردن از موقعیت‌های ناخوشایند و تنگناهای عاطفی صحبت می‌کند و به تصاویر زیبایی از پرواز و پرنده‌ها برای توصیف آزادی و فرار از قید و بندها استفاده می‌کند. در این میان، اشاره به محبت و دردهایی که از عشق به وجود می‌آید، به خوبی احساسات پیچیده انسانی را به تصویر می‌کشد. شاعر به تناقضات موجود در عشق، نظیر بودن در جمع و تنهایی، نیز اشاره دارد. در نهایت، تمامی این مضامین نشان‌دهنده تقابل بین عشق و درد، و تلاش برای رهایی از محدودیت‌های عاطفی است.