شمارهٔ ۹۶ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد
درین معامله یارب خدا جزات دهد
ز کامبخشی لطفت امید می دارم
که کام جان من از لعل جانفزات دهد
گهی که جلوه کنی ترسد از خراش مژه
وگرنه عاشق بیدل به دیده جات دهد
ز خط لب چه نویسی برات بر جانها
که دید روی تو را کو نه جان برات دهد
چو دروفات کنم گریه هر گلی که دمد
ز آب دیده من نکهت وفات دهد
به ترهات کشد راه سالک آخر کار
اگرنه دست ارادت به طره هات دهد
بیفت کشته او جامیا بود که لبش
به جرعه ای چو شوی خاک خونبهات دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و از احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و تاثیر او بر زندگی و روحش میگوید. شاعر به شدت تحت تأثیر لطافت و جذابیت معشوق قرار دارد و امیدوار است که عشقش به او، شادی و نیکویی به زندگیاش بیاورد. او همچنین به خوف و ترسی که در صورت نمایش زیبایی معشوق از او میگیرد اشاره میکند و سپس به نوشتن عشق و زیبایی او بر رویاهایش اشاره میکند. در پایان، شاعر به عمق عشق و تأثیر آن بر زندگی و موت اشاره میکند و میگوید که عشق میتواند حتی در مرگ هم ادامه پیدا کند و باعث شهرت و یادآوری عاشق شود.