نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها

که باشد در کف او قوت جان‌ها قوت دل‌ها

ز صد سالک سوی مقصد یکی ره برد و باقی را

شد اندر راه دامنگیر آب و خاک منزل‌ها

به جان اندر خطر در بحر غواصان پی گوهر

نشسته از خطر ایمن صدف‌چینان ساحل‌ها

چه گویم وصف آن شاهد که تا باشد جهان باشد

حدیثش نقل مجلس‌ها جمالش شمع محفل‌ها

شتر رقاص گردد بر مغیلان چون شود حادی

به وصف کعبه وصلش جرش جنبان محمل‌ها

بریز ای دیده بر خاک مذلت گریه حسرت

که گل‌های کرامت بردمد روزی ازین گل‌ها

رخ خدمت متاب از صحبت پیر مغان جامی

که آنجا می‌شود دفع بلاها حل مشکل‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای وصال و عشق می‌پردازد. شاعر به زیبایی می‌گوید که دست ساقی (شراب‌زن) را بگیر و بنوش از قدرت جان و دل. او اشاره می‌کند که در مسیر رسیدن به هدف، عده‌ای به مشکل برخورد کرده و مانع شده‌اند. در عین حال، خطرات دریا و عمق‌های آن نیز وجود دارد، اما زیبایی و جاذبه‌های عشق همواره مشهود است. در ادامه، شاعر به توصیف جمال معشوق و تأثیر آن بر محفل‌ها می‌پردازد و به حالات شتر رقاص و حرکت کعبه وصال اشاره می‌کند. در نهایت، از بینش و هدایت پیر مغان (شخصیتی دارای علم و عرفان) حرف می‌زند و از خواندن می‌گوید که با آن می‌توان بر مشکلات غلبه کرد. شاعر بر این باور است که آنچه در نهایت موجب رستگاری است، عشق و ارتباط با معشوق است.