نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محمل‌ها

که آرد عشق یاران گریه بر آثار منزل‌ها

به هر منزل بتان دل‌گسل بودی نمی‌دانم

ازین فرخنده منزل‌ها چرا بستند محمل‌ها

ز اشک عاشقان بوده‌ست پرگل راهشان اینک

نشان دست و پای ناقه‌هاشان مانده در گل‌ها

به هرجایی که بنماید نشانی از کف پایی

فروریزند اشک از دیده‌ها خونابه از دل‌ها

چرد گور و گوزن امروز هرجا ساز کردندی

میان سبزه و گل آهوان شوخ محفل‌ها

خوش آن کز گریه بودی گرد من دریا و بر حالم

زدندی قهقهه آن نازنین‌کبکان ز ساحل‌ها

چرا شد کوف و کرکس کبک و تیهو را خلف یارب

ز تصریف قضا دارم بسی زینگونه مشکل‌ها

نویس ازمن به ایشان نامه‌ای از صدق دل جامی

وضمنها صفاء الود فاختمها و ارسلها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و زیبایی‌های طبیعی و نیز به اندوه و خاطرات عاشقانه اشاره دارد. شاعر از محمل‌ها، یعنی وسایل سفر، و عشق یاران سخن می‌گوید که در گام‌های خود رد پاهایی از خود بر جای گذاشته‌اند. یادآوری عشق و احساسات عمیق باعث شده تا عشق‌ورزان اشک بریزند و آنچه که از آن‌ها باقی مانده، نشان‌هایی از احساسات و یادهاست. همچنین، شاعر به تغییراتی اشاره می‌کند که در طبیعت و در میان دوستان و عزیزان خود رخ داده و از آن‌ها می‌خواهد که نامه‌ای از عشق و صفای دل فرستند. این آثار و احساسات نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق میان عشق و طبیعت است.