نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به باغم بی رخت تسکین محال است

تماشای گل و نسرین محال است

چو گل پنهان شود در پرده ناز

قرار از بلبل مسکین محال است

به ترک دوست فرماید خرد لیک

ز عشق این حکم را تمکین محال است

ز دیدار تو زاهد را چه بهره

خدابینی ازان خود بین محال است

ز بس مهرت به دلها جای کرده ست

ز تو در دل کسی را کین محال است

رخت را هر که دید آیینه سان گفت

که معشوقی بدین آیین محال است

به عالم چون تو معشوقی و جامی

نبازد عشق با او این محال است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه خود می‌پردازد و می‌گوید که بدون دیدن محبوب، هیچ‌گونه آرامشی وجود ندارد. او تأکید می‌کند که عشق به محبوب به قدری قوی است که نمی‌توان از آن صرف نظر کرد. او همچنین به بی‌فایده بودن نگاه زاهدانه در برابر عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق و محبت به محبوب به اندازه‌ای در دل‌های مردم جا دارد که کینه و دشمنی ممکن نیست. در نهایت، او می‌گوید که کسی با زیبایی و جذابیت محبوبش نمی‌تواند در عالم دیگری به عشق دست یابد. این شعر سوز و گداز عشق و زیبایی را به خوب بیان می‌کند.