نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار اگر در بست بر رویت چه باشی در حرج

صبرکن سر بر درش کالصبر مفتاح الفرج

چشم جان را ده جلا بگذر ز گفت و گوی عقل

موجب عین الیقین نبود براهین حجج

خوانده در پرده چو کعبه یار خلقی را به خود

عاشقان لبیک شوق او زده من کل فج

خاک آدم خاصه بهر عشقبازی گل شده ست

انما اولاده العشاق و الباقی همج

ره سوی میخانه باشد بیشتر زانفاس خلق

زان جهت نبود سلوک رهروان بر یک نهج

از جمال او اگر بر کعبه افتد پرتوی

کافران بندند از چین و خطا احرام حج

جز به قدر فهم کژطبعان مگو جامی سخن

جزنیام کژ نشاید چون بود شمشیر کج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و صبر در راه محبوب می‌پردازد. شاعر به شدت بر لزوم صبوری تأکید دارد و اعتقاد دارد که اگر در عشق با صبر پیش برویم، در نهایت به خوشی و فرج دست خواهیم یافت. او عقل را ناتوان از درک حقیقت عشق می‌داند و بر اهمیت دل و چشم جان برای رسیدن به یقین تأکید می‌کند. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که عشق و شوق حقیقی مستلزم دوری از معمولی‌گرایی و خط و خیالات است و اینکه جستجو برای معشوق باید از میخانه و مستی آغاز شود. در نهایت به محدودیت‌های فهم افراد غیرعاشق اشاره کرده و می‌گوید که بیان حقیقت عشق تنها در حد درک فهم و عقل افراد ممکن است.