نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر لحظه نمایی به لباس دگرم رخ

گاه از بت فرخار و گه از لعبت خلخ

هر جا که کنی جلوه بود اهل نظر را

دیدار تو فرخنده و رخسار تو فرخ

اطوار ظهور تو بود ظاهر و باطن

بر ظاهر تن جلدی و در باطن آن مخ

جنبش همه از توست درین عرصه اگر خود

ناراست رود فرزین یا راست رود رخ

گر محبی دلهاست بالطافک یحیی

ورنافع جانهاست بانفاسک ینفخ

زین نکته مرا طعن تناسخ مزن ای شیخ

تکرار ظهورات بود این نه تناسخ

جامی مفکن با دگران نکته توحید

کز کلک تو اولی ست درین مسئله پاسخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جلوه‌های مختلف عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر به تأثیرات عمیق معشوق بر احساسات و دیدگاه‌های بینندگان اشاره می‌کند و می‌گوید که در هر لحظه از یک جنبه جدید ظاهر می‌شود. او تأکید می‌کند که تمام حرکات و جنبش‌ها از معشوق ناشی می‌شود و معشوق به نوعی روح زندگی و جان‌ها است. در بخشی دیگر، شاعر به نقد ناوردمی پردازد و می‌گوید که تجدید ظهور عشق و زیبایی‌ها، تکرار است نه تناسخ، و در نهایت به وحدت وجود و توحید اشاره می‌کند.