نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ز تو قیل و قال ما همه هیچ

فهم و وهم و خیال ما همه هیچ

مالک الملک کاینات تویی

دعوی ملک و مال ما همه هیچ

خالی از فضل بر کمال تو هست

لاف فضل و کمال ما همه هیچ

باگهرهای گنج مخفی تو

نرخ سنگ و سفال ما همه هیچ

سایلان سماط جود توییم

بی جوابت سوال ما همه هیچ

بی نسیم قبول عاطفتت

طاعت ماه و سال ما همه هیچ

هست باهای و هوی مستانت

وجد جامی وحال ما همه هیچ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به شکوه و بزرگی خداوند اشاره دارد و نشان می‌دهد که تمامی داشته‌ها و ادعاهای انسان‌ها در برابر عظمت او هیچ هستند. شاعر می‌گوید که تمام فهم، ثروت و افتخار انسانی در مقایسه با مالکیت خداوند بی‌ارزش است. همچنین به این نکته تأکید می‌کند که بدون رحمت و لطف خداوند، عبادت و تلاش انسان‌ها نیز بی‌فایده است. در نهایت، این شعر نشان‌دهنده تواضع انسان در برابر خداوند و اعتراف به عدم توانایی و ارزش حقیقی خود است.