نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قد بدا نور فالق الاصباح

اسفر الصبح اطفی ء المصباح

کم طلب در کتب حقیقت عشق

نشود یافت این لغت ز صحاح

رو به فتاح کن که ممکن نیست

فتح باب معانی از مفتاح

ترک کشاف گو کزان مسدود

باشد ابواب کشف بر ارواح

در مواقف مایست کز وی نیست

به مقاصد تو را امید نجاح

بر تو لایح شود لوایح عشق

چون کلیم ار بیفکنی الواح

عشق با زهد نیست بر سر صلح

مصلحت نیست لاف زهد و صلاح

توبه ما ز دست محتسب است

از ضرورت شد این حرام مباح

خم می نیم جرعه جامیست

کیف یکفی لشربه الاقداح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی به شرح عشق و مشکلات آن می‌پردازد. شاعر از نور اشاره می‌کند که صبح را روشن می‌کند و با اشاره به تلاش در کتب حقیقت عشق، می‌گوید که واژه عشق در هیچ کتابی به طور کامل یافت نمی‌شود. او به درک عمیق‌تری از معانی عشق دعوت می‌کند و بیان می‌کند که تلاش برای درک عشق از طریق دانش محض ممکن نیست. شاعر همچنین به تضاد عشق و زهد اشاره دارد و می‌گوید که در عشق نمی‌توان به زهد و صلاح تکیه کرد. در نهایت، او به خوشی و لذت از شراب نیم‌جرعه‌اش اشاره می‌کند و می‌پرسد که آیا نوشیدن شراب کافی نیست؟ این شعر به نوعی دعوت به به تجربه عشق و لذت‌های زندگی است.