شمارهٔ ۱۴۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد
تا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد
اعتقاد حسن خوبانم ز مهر روی توست
لاجرم در شهر مشهورم به حسن اعتقاد
نیست مقصود از سلوک من در اطوار وجود
جز رضای خاطرت جستن ز مبداء تا معاد
گر خدنگ بیوفایی می کشی فهوالغرض
وربه تیغ نامرادی می کشی فهوالمراد
گفته ای در جست و جویم این همه تعجیل چیست
چون کنم بر عمر چندانی ندارم اعتماد
هفت بیتیهای جامی چون به شیراز اوفتاد
خواند حافظ در مزار سعدیش «سبعا شداد»
یافت در کرمان لقب رشک ارم زان کس که ساخت
کاخ ابیات تخلص چون «ارم ذات العماد»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر میخواهد نام خود را به دلخواه معشوق تغییر دهد و به او ثابت کند که شدت عشقش به حدی است که حتی در نامش نیز اثر گذاشته است. او اشاره میکند که اعتقادش به زیبایی معشوق، او را در شهر مشهور کرده است. شاعر به سلوک خود اشاره میکند که هدفش فقط جلب رضایت معشوق از آغاز تا انتها است و به این نکته میپردازد که وفا و عدم وفا چه معناهایی در این راستا دارند. همچنین، شاعر نگران عمر کوتاه خود است و به دنبال فرصتی برای بیان عشقش میباشد. در انتهای شعر، اشاره به شعرای بزرگ و مراسمی در شیراز دارد که نشاندهنده ارادت او به ادبیات و شاعران پیشین است.