نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنان که در فسون محبت فسانه اند

هر جا روند تیر بلا را نشانه اند

حاجی به طوف کعبه گرفتار و عاشقان

فارغ ز خانه مست خداوند خانه اند

تجرید شو که پاک تراشان تیغ عشق

کرده خلاص ریش خود از دست شانه اند

ما و سرود عشق که بر اوج لامکان

ارواح قدس رقص کنان زین ترانه اند

با پیر میکده به ادب زی که بر درش

شیران پیشگاه سگ آستانه اند

کار زمانه نیست جز آزار اهل دل

اهل زمانه نیز به رنگ زمانه اند

جامی زبان گشا که غزالان شوخ چشم

بنهاده گوش بر غزل عاشقانه اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقان و تاثیر محبت بر آنان می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که عاشقان در هرجایی که می‌روند، با تیر درد و بلا روبه‌رو هستند. حجاج در طواف خانه خدا غرق در عشق‌اند و عاشقان از دنیای مادی آزادند. شاعر به تجرید و رهایی از دنیای مادی دعوت می‌کند و می‌گوید که پاک‌دلان با تیغ عشق از قید تعلقات رها شده‌اند. همچنین، با اشاره به رقص ارواح قدس بر سرود عشق، بر اهمیت عشق و معنویت تأکید می‌کند. در نهایت، ابراز می‌دارد که زمانه فقط به آزار اهل دل می‌پردازد و صاحب‌نظران نیز به تبعیت از زمانه رفتار می‌کنند، اما عشق و غزل‌های عاشقانه همواره مورد توجه و اشتیاق عاشقان است.