نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دم به دم خونم ز دیده بر گریبان می‌چکد

می‌فشانم چون گریبان را به دامان می‌چکد

می‌نویسم وصف لعلت وز شکاف کلک من

آب حیوان می‌تراود رشحه جان می‌چکد

از شکاری نیست هریک از دل صاحبدلی‌ست

قطره‌قطره خون که تیرت را ز پیکان می‌چکد

نیست اشک این بر رخم در سینه پیکان‌های تو

آب گشته ز آتشم و اکنون ز مژگان می‌چکد

پیش رویت گر زدم آه و شدم گریان چه عیب

موسم گل می‌درخشد برق و باران می‌چکد

از خوی رخسار تو یا جرعه لب‌های توست

هر نم لطفی که بر خوبان بستان می‌چکد

شیشه سبز فلک را ساخت جامی پر گلاب

بس که آبش چون گل از اوراق دیوان می‌چکد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد. او به تصویر می‌کشد که چگونه اشک‌ها و خون دل او به شکل نمادین به زمین می‌چکد و نشان‌دهنده‌ٔ عذاب روحی‌اش است. شاعر از زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دل و جان خود سخن می‌گوید و لحظات شادی و غم را در کنار هم قرار می‌دهد. او با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا، عمق عشق و رنج‌های خود را به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند که حتی در زمان‌های غم و اندوه، زیبایی معشوق همچنان در او جاری است.