شمارهٔ ۱۸۱ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
به هر خانه کان نازنین می نماید
به چشمم بهشت برین می نماید
به هر جا که او بر زمین می نهد پا
سر عالمی بر زمین می نماید
چه سود است از آنم که سیمینبر آمد
چو دل در برش آهنین می نماید
چو ابرو نماید مبینید سویش
که غارتگر عقل و دین می نماید
مزن طعن لیلی اگر بست برقع
که لایق به مجنون چنین می نماید
ز سر می رود هوش مجنون چو لیلی
ز خیمه سر آستین می نماید
خطا ازکه دیده ست زاهد ندانم
که در ابرو افکنده چین می نماید
چو از عشق در دل گشادی ندارد
همان حالتش از جبین می نماید
هزار آفرین بر تو جامی که طبعت
دراین شعر سحرآفرین می نماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و توصیف زیبایی و جذابیت محبوب میپردازد. شاعر بیان میکند که هرکجا محبوب قدم میگذارد، آن مکان برایش بهشتی جلوه میکند. او به عشق و تأثیر عمیق محبوب بر روح و عقل انسان اشاره میکند و میگوید که دل او به زیباییهای محبوب خیره شده و از عقل دور میشود. همچنین به لحظاتی که محبوب بخندد یا ابرو بالا اندازد، تأکید میکند و به شکلی کنایهآمیز به مجنون اشاره میکند که تحت تأثیر عشق دیوانهوار است. در نهایت، شاعر از زیبایی شعر و تأثیر آن بر جان و دل خود تقدیر میکند.