نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل من راه دینداران ره میخانه می‌داند

وز این ره هرکه دور، او را ز دین بیگانه می‌داند

هوای گنج دارد چغد و چندین گرد ویرانه

ازان گردد که جای گنج در ویرانه می‌داند

زبان کرد از زبانه شمع تا عشاق را خواند

زبانش را دلی روشن همین پروانه می‌داند

به زنجیر جنون خوش آنکه چون دیدی مرا گفتی

که ذوق عشق اگر می‌داند این دیوانه می‌داند

برون از خانه خود ریز خونم تا نداند کس

ثواب اندر مثل گویند راه خانه می‌داند

به بزم خود به دست دیگران ده جام و پیمانه

که مست لعل تو نی جام و نی پیمانه می‌داند

اگر درد دلی داری به همدردان بگو جامی

که فارغ حسب حال عاشقان افسانه می‌داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دیانت و رابطه‌ی میان این دو مفهوم است. شاعر بیان می‌کند که دل او راه دینداران را می‌شناسد و می‌داند که در میخانه نیز جایی برای معرفت وجود دارد. او به گنجی اشاره می‌کند که در ویرانه‌ها مخفی است و به همین دلیل، گاهی انسان‌ها به دنبال آن می‌گردند. شعر همچنین به احساسات عاشقانه و شور و شوق ناشی از عشق و جنون می‌پردازد و می‌گوید که عشق واقعی از نوشیدن شراب و مستی فراتر است. در پایان، شاعر یادآور می‌شود که اگر کسی دردی دارد، باید آن را با همدردانش در میان بگذارد، چون حال عاشقان را تنها خود آن‌ها درک می‌کنند. در مجموع، این اثر به مسائلی چون عشق، جستجوی حقیقت و ارتباطات انسانی می‌پردازد.