نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ساقی ما دوش باما در سر انصاف بود

با حریفان چون صراحی با درون صاف بود

چشم مردم دار و لب خندان و ابرو بی گره

بهر محنت دیدگان مجموعه الطاف بود

نامد از آهوی چین بوی غزالم گرچه خود

مشکش اندر نافه مشکین نافه اش درناف بود

شد ز جام باده روشندل فقیه مدرسه

گرچه سر تا پای غرق ظلمت اوقاف بود

شیخ شهرت جو که میدان معارف آب زد

هرچه گفت از وجد و حال خویش یکسر لاف بود

جو کناری از جهان کآواره عزت نیافت

تا نه عزلتخانه عنقا حریم قاف بود

کشف اسرار حقیقت جامی از میخانه خواست

چون کند، تفسیر آن آیت نه در کشاف بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در توصیف یک ساقی است که در شب گذشته با انصاف و صداقت رفتار می‌کند. او به گونه‌ای است که با دیگران مانند صراحی (ظرف شراب) صاف و شفاف است. چشمانش مردم را جذب می‌کند و لبخندش دلنشین است. شاعر به زیبایی ساقی و اثرات باده بر روی روح و عقل اشاره می‌کند و به تحولات در زندگی فقیهی که به دلیل باده دچار روشنایی می‌شود، پرداخته است. همچنین، به چالش‌های علم و معرفت در برابر جاذبه‌های دنیوی اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که دستیابی به حقیقت نمی‌تواند تنها از طریق کتاب‌ها و تفسیرها باشد، بلکه نیاز به تجربه و ذوق است. در نهایت، شاعر به شکاف بین ظاهر و باطن در جستجوی حقیقت اشاره می‌کند.