نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرکویت ز شور بیخودان میخانه را ماند

خروش بی قراران نعره مستانه را ماند

تو شمع مجلس انسی که چون روح القدس مرغی

ز هر سو گرد تو گردان شده پروانه را ماند

نه ز آزار رقیبت آشنا ایمن نه بیگانه

عجب خاصیتی دارد سگ دیوانه را ماند

قدت نخلیست زو آویخته همچون رطب دلها

به هر یک از تو پیکانی نشسته دانه را ماند

کهن افسانه ای گویند خلق از لیلی و مجنون

کنون حال من و تو راست آن افسانه را ماند

خوشا با هندوی زلفت فکندن پنجه در پنجه

درین سودا دلم صد شاخ گشته شانه را ماند

زبس کز مهر هر کس در غمت برداشت دل جامی

میان آشنایان چون فتد بیگانه را ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به توصیف حال و هوای عاشقانه و عواطف شدید انسانی می‌پردازد. شاعر با زبان زیبا و استعاره‌های تاثیرگذار، عشق و شوق را به تصویر می‌کشد. او می‌گوید که مانند سر و صداهای بی‌قرار در میخانه است، و عشق او مانند شمعی در مجلس، همه را به دور خود می‌کشاند. او از ارتباط خود با معشوقش سخن می‌گوید، و می‌گوید که حتی در میان آشنایان، احساس تنهایی می‌کند و حسی مانند دیوانگی دارد. همچنین، به زیبایی‌های معشوق و اثرات عاطفی آن بر دل‌های دیگران اشاره می‌کند و در نهایت، عشق را با قصه‌های قدیمی مانند لیلی و مجنون مقایسه می‌کند. این شعر به طور کلی بیانگر عشق عمیق، تنهایی و زیبایی‌های آن است.