شمارهٔ ۲۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زاهدا چند به طاعات مراعات مرا
طاق محراب تو را کنج خرابات مرا
تو و مسجد من و میخانه چه خوانی هر دم
سوی آفتکده از مأمن آفات مرا
قبله حاجتم ایوان در میکده بس
برمگردان رخ ازین قبله حاجات مرا
گشته ام محو حقیقت برو ای واقعه بین
بردل ساده مکش نقش خیالات مرا
کی کشم محنت تاریکی ازین گونه که تافت
نور خورشید رخت از همه ذرات مرا
سطوت عشق تو گنجایی هیچم نگذاشت
نه غم نفی بود نی سر اثبات مرا
به نکونامی زهدم چه ستایی جامی
چون به بدنامی عشق است مباهات مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایز میان عبادت و عشق میپردازد. شاعر از پروردگار درخواست دارد که به عبادت و طاعاتش توجه کند و در عین حال، به عشق و مجذوبیتش نسبت به معشوق اشاره میکند. او حس میکند که مخلوقات و ظواهر دینیش در برابر عشق واقعیاش کمرنگ میشوند. شاعر در طلب محبوب خویش است و میگوید که به هیچ نام و نشانی از عشق بد نمینگرد و در نهایت ابراز میکند که سختیهای او از تأثیر عشق به وجود آمدهاند. این شعر به جستجوی حقیقت و رویگردانی از دنیای ظاهری میپردازد و در واقع، تضاد میان عشق و عرفان را به تصویر میکشد.