شمارهٔ ۲۴ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا
برتو خواند حرف حرف این نامه درد مرا
می شود باران اشکم ژاله برکشت امید
خاصیت اینست دور از تو دم سرد مرا
دست امید من از دامان وصلت نگسلد
گر دهد گردون به باد نیستی گرد مرا
جز دلی ناید برون زاندوه عشقت صد شکاف
گر شکافی سینه اندوه پرورد مرا
خوردمی شبها به خواب از لعل تو جام طرب
برد تاراج غمت هم خواب و هم خورد مرا
سینه پر مهر تو آوردم از راه عدم
آه اگر طبع تو نپسندد ره آورد مرا
داشت سرگردان به سان جامیم فکر جهان
بند پا شد عشق تو فکر جهانگرد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان درد و اندوه ناشی از دوری معشوق میپردازد. او از زردی چهرهاش به خاطر عشق و غم میگوید و اشاره میکند که نامهاش پر از درد است. شاعر به اشکهایی که بر امیدش میریزد، اشاره میکند و میگوید امید او هرگز از عشق معشوق قطع نخواهد شد، حتی اگر زمانه به او ظلم کند. او از اندوهی میگوید که در دلش وجود دارد و چنان شکافهای زیادی در دل ایجاد کرده که نمیتواند آن را با کسی درمیان بگذارد. شبها خواب معشوق را میبیند و غم او، خواب را از او میگیرد. شاعر در نهایت بیان میکند که عشق معشوق به او قدرت زندگی میدهد، اما همزمان او را نیز به تشویش و سردرگمی میکشاند.