نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۹ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نبود عروس ملک سزای کنار و بوس

بؤساً لک ار کنار نگیری ازین عروس

شه را چو در دوام بقا اختیار نیست

دم دم چرا خطاب رسد هر دمش ز کوس

مجنون که دور مانده ز لیلیست روز و شب

جانی پر از دریغ و زبانی پر از فسوس

این بس که در نواحی حی می برد به روز

شب در سماع شوق به بانگ سگ و خروس

بردند آب صفوت رندان پاکباز

پیران گول گیر و مریدان چاپلوس

لُبّ است سرّ عشق و سبوس است مابقی

لب کی شناسد آنکه بود درخور سبوس

جامی تو مرغ عالم یکرنگی آمدی

بر خویش بشکن این قفس عاج و آبنوس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و عاشقانه اشاره دارد. شاعر به موضوعاتی از قبیل عشق، دوری و آرزوها می‌پردازد. او به معشوقی می‌اندیشد که دور از اوست و این دوری باعث درد و رنج او شده است. همچنین به ناپایداری زندگی و بی‌ثباتی وجود اشاره می‌شود. شاعر با استفاده از تصاویری چون عروس و بوسه، احساسات عاشقانه را به تصویر می‌کشد و به جستجوی حقیقت و عشق حقیقی می‌پردازد. در نهایت، پیام شاعر بر این نکته تأکید دارد که عشق واقعی و خالص فراتر از زرق و برق دنیاست.