نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش

عاشقان رامژده ایام عید آمد به گوش

ماه نورابا شفق دانی قران بهر چه بود

عید شد یعنی ز جام زر شراب لعل نوش

میفروشی هر چه هست از خودفروشی بهتر است

چند عیب میفروشان می کنی ای خودفروش

پرده از عیب کسان برداشتن نبود هنر

گر نیاری پاک شستن عیبشان باری بپوش

هرزه گویی و جهانگردی نه کار عارف است

کیست عارف رهرو بنشسته گویای خموش

گرچه نتوانی به کوشش دامن جانان گرفت

کاهلی بگذار چندانی که بتوانی بکوش

جامی از خامی به هرآتش ز سر بیرون مشو

دیگ مرد پخته بعد از سالها آید به جوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و هوای عید و شادی عاشقان می‌پردازد. شاعر از زیبایی ماه و خوشی‌هایی که عید به همراه دارد، سخن می‌گوید. همچنین، به نقد خودفروشی و عیب‌جویی می‌پردازد و تأکید می‌کند که باید انسان‌ها را از عیب‌هاشان پاک کرد. او بر این باور است که عارف واقعی باید خاموش و سر به زیر باشد و در جستجوی حقیقت تلاش کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت تلاش و کوشش تأکید می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که هرگز نباید از زحمات دست کشید، حتی اگر به نظر برسد که تلاش بی‌فایده است.