شمارهٔ ۲۶۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش
جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش
چون گلشن می داشتم بر دست چون دارم روا
کوفتد گل گل به تن چون گلبن از دست منش
ترسم از آزار مژگان ورنه دارم آرزو
کز بدن آزردگی چینم به چشم روشنش
فن خوبان است گاهی جنگ و گاهی آشتی
خوبتر بینم ز خوبان جهان در هر فنش
هر زمان بی موجبی با او برآرم سر به جنگ
تا به رسم آشتی دست آورم بر گردنش
شد گریبان وصال او به چنگ از دست من
دست آن کوتا بعد از آن بگیرم دامنش
بهر آن سرو این غزل جامی به برگ گل نویس
باشد آن را افکند باد صبا پیراهنش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به وصف زیبایی و آسیبپذیری محبوب میپردازد. شاعر از نازکی و لطافت تن محبوبش سخن میگوید و نگران آسیبهایی است که ممکن است به او برسد. او زیباییهای محبوب را شبیه گل میداند و از آسیبهایی که ممکن است به آن برسد، دلنگران است. در عین حال، شاعر از دلبستگی و تنشهای عاطفی میان خود و محبوبش صحبت میکند، با اشاره به اینکه گاهی میانشان جنگ و گاهی آشتی وجود دارد. او همواره به دنبال راهی برای آشتی و نزدیک شدن به محبوبش است و در پایان، به زیبایی و لطافت محبوب و لباسش اشاره میکند.