شمارهٔ ۲۹ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ماه من گر عیان کند خود را
قبله عاشقان کند خود را
او فرشته ست جای آن دارد
کز نظرها نهان کند خود را
جرعه نوش لبش به آب حیات
زنده جاودان کند خود را
تیر اگر سرو قامتش بیند
پی خدمت کمان کند خود را
گر دهد دست شیر گردون را
سگ آن آستان کند خود را
چون کند سرمگی غبار رهش
چشم من سرمه دان کند خود را
گر تواند به وصف او جامی
پای تا سر زبان کند خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای ماهمانند معشوق میپردازد. او بیان میکند که اگر معشوق خود را نشان دهد، همه عاشقان به او روی میآورند و عشق را به خود جلب میکند. معشوق به نوعی فرشته است که از دیدگاهها پنهان میشود و نوشیدن لبهای او جان و جاودانگی را به ارمغان میآورد. زیبایی او همچون تیر کمان است و در صورت دیوانهکردن، تلاش میکند تا خود را به خدمت او درآورد. همچنین شاعر به تاثیر وجود معشوق بر زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که عشق به او تمام وجود او را تسخیر میکند و او را به اندیشه وصف معشوق مشغول میسازد.