شمارهٔ ۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای نامزد به نام تو درنامه قبول
یا ایها النبی و یا ایها الرسول
باران رحمتی تو که از آسمان جود
بر عاشقان تشنه جگر کرده ای نزول
کی در حریم حرمت جاه و جمال تو
هر یاوه گرد را رسد اندیشه دخول
حاشا که از تو روی نتابم خلیل وار
چون نیست آفتاب تو را آفت افول
هر چند رفت طاقتم از جان و جان ز تن
والله لیس حبک عن مهجتی یزول
گر کاذب است دعوی عشق تو بهر چیست
فی عینی البکاء و فی جسمی النحول
در سر هوای عشق تو جامی کشیده است
سر در گلیم فقر به پیغوله خمول
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و ارادت عمیق به پیامبر (ص) اشاره دارد. شاعر، با ابراز محبت و احترام به پیامبر، از باران رحمت و نعمتهایی که او بر عاشقان نازل کرده سخن میگوید. او تأکید میکند که هیچ شخصی نتواند در حریم پیامبر وارد شود و همچنین عشق او به پیامبر هرگز از جانش زوال نخواهد یافت. شاعر با بیان حالتی از درد و شوق، نشان میدهد که عشق به پیامبر برایش بسیار ارزشمند و مهم است و حتی اگر در رنج باشد، این عشق او را سرزنده نگه میدارد.