شمارهٔ ۳۰۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل
هرچه دارند بتان یکسر و بر سر کاکل
فرق کردن نتوان سرو سهی را ز قدش
گر به فرقش بود از غالیه تر کاکل
بی گره کاکل او صد گرهم بر دل زد
وای من گر زند از ناز گره بر کاکل
هیچ دل نیست که بر کاکل او فتنه نشد
هر دم آرد به سرش فتنه دیگر کاکل
چون پی دلبری آن سرو کشد قد بلند
با قدش هست درین شیوه برابر کاکل
دیده چون بندم ازان شوخ که او را بینم
پای تا سر همه خوش وز همه خوشتر کاکل
بست در شانه او رشته جان را جامی
بو که با شانه به هم جاکندش در کاکل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و شکوه یک دختر است که با تشبیه به یک سرو بلند و خوش قامت توصیف میشود. شاعر به زیبایی کاکل او اشاره میکند که حتی بهترین زیباییها را تحتالشعاع قرار میدهد. او از فتنه و جذابیتی که این دختر به دلها میآورد سخن میگوید و بیان میکند که هیچ کس تاب مقاومت در برابر زیبایی او را ندارد. در پایان، شاعر از ارتباطی عاطفی و عمیق که بین خودش و آن دختر وجود دارد صحبت میکند.