نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۶ جامی

جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ایها الساقی ادر کأس المدام

چند داری دورم از می تلخکام

پیش زاهد می حرام آمد ولی

نزد عاشق ترک می باشد حرام

فیض می عام است خاص و عام را

چیست حرمان خاص من زین فیض عام

باده ام عشق است و جامم روی یار

وه چه باده ست این که می نوشم ز جام

جام را از وی رسد هر دم مدد

زان نگردد دور آن هرگز تمام

بلکه جام و می بود اینجا یکی

کس نداند کین کدام است آن کدام

چون شناسم جام را از می که هست

جام چون می مشکبوی و لعل فام

رنگ و بوی جام می ناخورده می

می رهاند مرد را از ننگ و نام

این غزل جامی ازان می رشحه ایست

چون رحیقش ساز مسکی الختام

باسم من یحیی به روح الکرم

باسم من یقوی به روح الکرام

می نگنجد وصف او در صوت و حرف

شمه ای گفتم ز وصفش والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با اشاره به می و باده، به بیان حال و عشق خود می‌پردازد. او می‌گوید که در کنار زاهدان، نوشیدن می حرام است، اما برای عاشقان، این کار مجاز است. شاعر تمایز میانه می و جام را مطرح می‌کند و می‌گوید که باده‌ای که می‌نوشد عشق است و درد و رنج‌هایی را که انسان را از نام و ننگ نجات می‌دهد. او بر این نکته تأکید می‌کند که وصف حقیقی این می و عشق، فراتر از کلمات و صداهاست. در نهایت، شاعر با ذکر نام یحیی و روح الکرام، به انتقال عشق و معرفت اشاره دارد و از چشیدن طعم عشق سخن می‌گوید.