شمارهٔ ۳۳۳ جامی
جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نی ماه منظری که نظربازیی کنم
در پایش اوفتاده سرافرازیی کنم
نی عاشقی که چون به لب آرد سرود شوق
با او درآن ترانه هم آوازیی کنم
نی صوفیی که چون شودش کشف راز غیب
با او به کنج صومعه همرازیی کنم
نی فاضلی که چون فکند درمیان سخن
از نظم و نثر نادره پردازیی کنم
چون ساحت امل ز کهن طرحها تهیست
شد وقت آنکه طرح نواندازیی کنم
در کنج بینوایی و بیغوله خمول
بر چنگ فقر و فاقه نواسازیی کنم
جامی که داده سود و خریده زیان خویش
با او درآن معامله انبازیی کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به جستجوی نوعی هنر و عشق میپردازد. او از نبض عشق، تجربههای عارفانه و مهارتهای ادبی سخن میگوید و میخواهد در دنیای بیهدف و خالی از امید، طرحی نو بزند. او میخواهد با نواختن چنگ، نغمهای از غم فقر و زندگی بیمحتوا ایجاد کند و با درد و رنج خود معاملهای جدید برقرار کند. در نهایت، هدف او ایجاد پیوندی عمیق با زیباییهای زندگی و عشق است.