شمارهٔ ۳۵ جامی
جامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما مرید راه عشقیم و جوانان پیر ما
التفات خاطر پیران بود تدبیر ما
زآب چشم ما کند زنجیر سازی باد آه
تا کشد سرو قدت را پای در زنجیر ما
«والضحی » باشد کنایت زان دوزخ «والشمس » نیز
در بیان حسن تو واضح بود تفسیر ما
خامه بشکستیم و لب بستیم از اسرار عشق
کان نه در تحریر ما گنجد نه در تقریر ما
تیر تو غمزه ست و تیر ما دعای نیم شب
تیر خود انداختی می کن حذر از تیر ما
گرز جیب گل نیاید نکهت پیراهنت
باد در گلگشت بستان خار دامنگیر ما
گربرآن در رفت تقصیری زما اینک رسید
اشک جامی تا بخواهد عذری از تقصیر ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و ارادت به معشوق است. شاعر خود را مرید عشق معرفی میکند و میگوید که در پی عشق، جوانان به پیران توجه دارند. اشکهای او به زنجیری تبدیل میشود که پای معشوق را میگیرد. شاعر با اشاره به نورانی بودن عشق، از قدرت بیان عشق و رازهای آن صحبت میکند. او با تصویر تیر غمزه معشوق و دعاهای شبانه نشان میدهد که عشق او خطرناک و تاثیرگذار است. در نهایت، شاعر از اشکها و تقصیرات خود در عشق سخن میگوید و به نوعی طلب بخشش میکند.