نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۸ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

آن نازنین جوان را میل شکار جان بین

مشکین خدنگهایش بر عنبرین کمان بین

خط می زند به سبزی بر طرف عارض او

شاخی ز سنبل تر پیوند ارغوان بین

ای تن چو موی کرده در سرغیب دانی

بند قباش بگشا باریکی میان بین

ای نبض جوی عاشق پیش آر دست لطفی

در آستینش مشتی فرسوده استخوان بین

دانی چگونه گردد خط منتهی به نقطه

خط لبش چو دیدی آن نقطه دهان بین

تا قدر خود بداند گو پا برون نه از در

سرهای تاجداران بر خاک آستان بین

کاتب چو شعر جامی جدول کشد به سرخی

در دفترش ز هر سو سیلاب خون روان بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویر جوانی نازنین و زیبایی‌های او می‌پردازد. او از شکار جان، خدنگ‌های مشکین و کمانی که به رنگ عنبر است سخن می‌گوید. جوانی که با خط سبز خود بر چهره‌اش می‌نویسد و همچون شاخ گل ارغوان می‌درخشد. شاعر با بیان تمثیل‌هایی درباره زیبایی و عشق، به تجلیات ظاهری و باطنی جوانی اشاره می‌کند و به گونه‌ای احساسات عاشقانه و آرزوها را به تصویر می‌کشد. در پایان، به بی‌قدری و ناپایداری انسان‌ها و قدرت شعر و هنر در ثبت حقیقت اشاره می‌کند. شاعر از زیبایی‌ها، عشق و دردهای انسانی با تصاویری غنی و شاعرانه سخن می‌گوید.